Thursday, February 09, 2006

غول بزرگ من

کلمه‌هاتو از کجا میاری غول؟ از سوراخ کون خدا. چی جوری میخوابی غول؟ با یه چشم باز و دو چشم نیم بسته. کی تنها شدی غول؟ وقتی از مامان سر درآوردم. زن از کجا می‌گیری غول؟ از قبرستون قبیله‌ی خودمون. موسیقی چی گوش می‌دی غول؟ رعد و برق. شعراتو کجا می‌نویسی غول؟ رو شن‌های روون. چرا گریه می‌کنی غول؟ واسه پوست درختا. مگه پوست درختا چی شدن؟ هیچی. چرا ابروهاتو تراشیدی غول؟ چون مزاحم کارم بودن. تو چه حالی می‌میری غول؟ آویزون از تخمام. تو زورت به اونا نمی‌رسه غول. می‌دونم. چرا خودتو نمی‌کشی غول؟ بلد نیستم. آخرین آرزوت چیه غول؟ خفاشی که تو دماغمه بذاره بخوابم. این سوالارو هر شب از خودم می‌پرسم غول. کدوما. من دیگه خوابم میاد غول. ...خداحافظ غول. هم‌م‌م؟

حامد شاملو

4 Comments:

Blogger اسیدبنگ said...

از تنهایی با خودم حرف می زنم.

19 February, 2006 00:52  
Anonymous سروش said...

سلام زیبا بود متن آخر
تنهایی بهتر است اگر باشد در جمع
چطور می خواهید ادبیات ما را به متال بدوزید؟
با این همه اعتقادات ماورایی؟

24 February, 2006 16:19  
Anonymous پوریا said...

دلم برای غوله سوخت برای غول خودمم دلم میسوزه.راستی چرا غولای ما دیگه نه شاخ دارن و نه دم؟

17 April, 2006 03:52  
Anonymous پوریا said...

با اون تیکه «خدا(هه)» حالی کردیم مبسوط

17 April, 2006 03:57  

Post a Comment

<< Home


Search Engine Optimization and Free Submission